بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

153

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

دلها را تا بدان فهميدنيها را بفهمند فَما أَغْنى عَنْهُمْ پس دفع نكرد از ايشان سَمْعُهُمْ گوشهاى ايشان وَ لا أَبْصارُهُمْ و نه ديده‌هاى ايشان وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ و نه دلهاى ايشان مِنْ شَيْءٍ اى فما اغنى عنهم شيئا من الاغناء يعنى دفع نكرد از ايشان هيچ چيزى از عذاب الهى را إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ زيرا كه بودند ايشان كه از روى تقليد انكار ميكردند آيتها و معجزه‌هاى خداى تعالى را وَ حاقَ بِهِمْ و احاطه كرد ايشان را ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ آنچه بودند كه به آن استهزا ميكردند يعنى فرو گرفت ايشان را عذاب و نكال اخروى . وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا و هر آينه بتحقيق هلاك كرديم اى كفار قريش ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى آنچه در گرداگرد شما بود از شهرها و ديهها يعنى شهرهاى قوم هود و صالح و قوم لوط وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ و گردانيديم يعنى مكرر كرديم آيتهاى خداى تعالى را و چون تصريف لازم دارد تكرار را ازين جهت تعبير از تكرير بتصريف شده و صاحب مجمع البيان گفته كه تصريف آيات به اين معنى است كه گاهى آن آيات را در مقام اعجاز بيارند و وقتى براى تذكير نعمتها و گاهى در بيان اهلاك و استيصال كفار معاندين و همچنين گاهى در صفت متقيان و امثال آن لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ تا آنكه ايشان رجوع كنند و برگردند از مذاهب باطله و اعتقادات فاسده فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ اى فهلا نصرهم يعنى پس چرا نصرت نكردند ايشان را الَّذِينَ اتَّخَذُوا اى الذين اتخذوهم يعنى آنان كه فرا گرفته بودند آن مشركان آنها را مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز ار خداى بر حق قُرْباناً آلِهَةً اى : آلهة للتقرب بنا برين درين آيه تقديم و تأخيرست « و قربان » مفعول له و « آلهة » مفعول دوم « اتخذوا » است و مفعول اول ضميرهم محذوف يعنى چرا نصرت نكردند مشركان را آنانى كه اخذ كرده بودند ايشان به غير از خداى تعالى خدايان باطله به جهت تقرب بخداى حقيقى بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ بلكه آن خدايان باطله در وقت نزول عذاب غائب شدند از ايشان و نصرت نكردند ايشان را وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ و اين فرا گرفتن آلهه براى تقرب